تبلیغات
دفتر یاداشت

دفتر یاداشت
مطالعات اجتماعی  
قالب وبلاگ

دانش‌آموزان چگونه تفکر انتقادی را می‌آموزند؟

تفکر خلاق را چگونه می‌توان آموزش‌داد و یاد گرفت؟

همه ما مشاهده می‌کنیم که دانش‌آموزان، به نوعی، خلاق‌تر هستند. بسیاری از مربیان و معلمان، این طور فرض می کنند که تفکر خلاق، یک راز و رمز و معما و یک نعمت است (و شاید هم یک نعمت و آفت باشد!). آنان معتقدند که برخی از مردم به طور طبیعی و ذاتی خلاق هستند و این خلاقیت ممکن است مرهون شانس و خوش اقبالی آنان باشد. برخی معتقدند که تفکر خلاق، یاد گرفتنی نیست و نمی توان آن را آموزش داد. به نظر نویسنده، عادات جدید و نو از فکر کردن و اندیشیدن، یاد گرفتنی هستند. اگر عادات و روش‌های آموزش تغییر‌کند و به خوبی منتقل شوند، تغییر در عادات تفکر و روش‌های اندیشیدن دانش آموزان نیز رخ می‌دهد. یک روش و رویکرد این است که روش و سبک پرسش کردن از دانش‌آموزان را تغییر‌دهیم. برای تشویق‌کردن و برانگیختن تفکر واگرا، فقط نباید به یک پاسخ قابل قبول از طرف آنان اکتفا کرد. پزسش هایی که به نوعی سرکوب کننده خلاقیت هستند و فقط یک پاسخ دارند ، تخیل را نیز می‌کشند و از بین می برند. این سوالات، تفکر واگرا را بر نمی انگیزند و موجب تضعیف احتمالی اعتماد به نفس و خود‌باوری دانش آموزان می گردند. سوالاتی که یک پاسخ دارند، یا آنقدر ساده اند که ارزش کافی ندارند و یا آنقدر سخت و دشوار هستند که شخص را دچار مشکل می‌کنند. در چنین وضعی، دانش آموزان متوسط، دچار بی‌حوصلگی و یا بیزاری و یا ناکامی از دروس می‌شوند چنین پرسش‌هایی از سوی معلمی داده می‌شود که حس همدردی خوبی با دانش آموزان دارد و می‌داند که دانش‌آموز در جلسه بعد به چه چیز هایی برای آموزش نیاز دارد. سوالات باز و مناسب، سبب به وجود آمدن انعطاف فکری بیشتر در معنی دانش آموزان می‌شود

آموزش مناسب می باید به پاسخ های ابداعی و خلاق توجه کند و آن ها را مورد شناسایی قرار دهد. تفکر خلاق و انتقادی، زمانی در دانش‌آموز پدید می آید که آن ها، الگوها و مدل های پرسش را بدانند و بشناسند نه این که فقط هر پاسخ و جوابی که به آن ها داده می شود را بپذیرند. اگر ما پرسش هایی را که به کار می بریم که نشان می دهد و اثبات می کند که دانش آموزان، تفکر ما را پذیرفته اند، در واقع با این کار فقط توقع خود مختار خودمان را تقویت می‌کنیم و دانش آموزان ما، افراد مبدع، پرسشگر و کاشفی به بار نمی‌آیند. آن ها، در واقع مانند کارگران و اجتماعات یا کولونی های(ant-colonies) مورچه ها می‌شوند، به هم شباهت پیدا می کنند، با یکدیگر کار می کنند، اما با این روش‌ها، مقدار زیادی از استعدادها و توانایی های بالقوه خود را در زندگی از دست می دهند و نمی توانند دنیای بهتری را به وجود آورند. گویی که آنها مانند طوطی‌ها، چیزهایی را طوطی وار یاد می گیرند و می شناسند، اما آن چه را که آموخته اند ، بی پایه و بی معناست و قادر به فکر کردن اصولی نخواهند شد زیرا که یادگیری طوطی وار و حفظی، آن ها را شرطی کرده و بدون تفکر، یاد می‌گیرند و در آینده نیز، به اشتباه، خودشان را متخصص در رشته‌هایی خواهند نامید!
ما انسانها مانند حیوانات، غریزه یادگیری داریم، مانند میمون هایی که هم دیگر را می بینند و از یکدیگر تقلید می‌کنند، اما ما آدمیان غریزه اساسی دیگری هم داریم. دانش آموزان یا کسانی که به دنبال یادگیری هستند اما غریزه خود را نادیده می گیرند و شکاکیت به امور مختلف را کنار می‌گذارند، آنان از خیلی چیز های اصیل و ناب محروم می شوند، از تخیل ناب، از کنجکاوی واقعی، از تجربه، از پرسشگری، از اکتشاف و از کنجکاوی. آموزش دادن یک آزمونی که فقط به یک مجموعه ای از دانش‌آموزان از پیش تعیین شده‌ای رسیدگی‌کند و بپردازد، یک چارچوب خیلی تصنعی و خشک از آموزش و تعلیم دادن است که موجب شکست خوردن خود می‌شود و نتیجه معکوسی به همراه خواهد داشت.


[ پنجشنبه 20 فروردین 1394 ] [ 06:54 ب.ظ ] [ آقازاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ در رابطه با روش های تدریس ،نمونه سوالات امتحان ،ویادهی-یادگیری درس مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه می باشد .
نویسنده
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت