تبلیغات
دفتر یاداشت

دفتر یاداشت
مطالعات اجتماعی  
قالب وبلاگ

گنجشک با خدا قهر بود ....

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.....

فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هربار به فرشتگان این‌گونه می‌گفت. می‌آید، من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی‌ام که دردهایش را درخود نگه می‌دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه‌ای از درخت دنیا نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

با من بگو از آنچه سنگینی سینه‌ی توست. گنجشک گفت: لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی‌هایم بود و سرپناه بی‌کسی‌ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی‌موقع چه بود؟ چه می‌خواستی از لانه محقرم، کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرض طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه‌ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر‌گشودی...،چه بسیار بلاها به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم بر خاستی... گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.


برچسب ها: دفتر یاداشت، دفتر یاداشت :داستان، داستان گنجشک، دفتر یا داشت،
[ سه شنبه 12 خرداد 1394 ] [ 10:14 ب.ظ ] [ زینب آقازاده ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

این وبلاگ در رابطه با روش های تدریس ،نمونه سوالات امتحان ،ویادهی-یادگیری درس مطالعات اجتماعی دوره اول متوسطه می باشد .
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
ذکر روزهای هفته



در این وبلاگ
در كل اینترنت